تبليغاتX
ضد دختر

ضد دختر

 

( در اين شعر (گربه) و (داف) هر دو به معناي دختر هست )

صبح از خواب پا مي شي بهش فكر نكن گفت دوستت داره بخند بي محلي كن

چون دافي ها دوست داشتن نيست تو زاتشون. يك روز با من هستن يك روز هم با تو

اين رو بدون كه دست بالا دست زياد بهتر از توپيدا ميشه خيلي ساده

بهتر رو پيدا كنن ميخواهن با اون باشن پس بهترفقط تو قصه هامون باشن

گربه صفت ها نميدونن عشق چيه دافيها گربه صفتن اين ارثيه استثنا كم

اگه گفت دوستت داره اين يك نقشه هست جيبت خالي باشه نشون ميده بهت يك شست دختر ميخواي بايد پول داشته باشي يا تو چراغ جادو غول داشه باشي

اگه غير از اين باشه ميره وتورومي پيچه داف ها رفيق چين بند كيفت

تك و توك ميشه ادم بينشون پيدا كني ولي اون هم ميپره دست از پا گم كني

دختر رو بي خيال بخند به ريشش به حرفم گوش كن ببين چي ميشه نگذار فكر كنه اسكلي تو پيشش اگه واست شاخ شد بده تو پيچش

شدم يك عوضي كه وجودش از عقده پر هنوز يادم نرفته كه خنديدي به كفش پارم چرا از نو باوري رو چشمات گذاشتي لنز كسي كه مسخره اش ميكردي نشسته پشت بنز

صداي خشم و كينه ميدونه اما ميخونه واسه من تا خدا بدونه ويرونه با نگاه حيرونه ي

ديوونه كه ميدونه اين دنيا زندونه

هر وقت پول دار شدي دوست دخترت باهات مهربونه لعنت به اين عشق دروغين

ديگه بايد عشقم رو تو اسمون ها بكوني رصد چون ميدم به داف هاي گربه صفت انگشت وسط

(داف ميگه ) فكر نميكني من با بقيه فرق دارم ؟ نه باورش سخت بدون كه حق دارم

پسر داف بازي ميخواهد يك شكم سير

من بايد پول در بيارم قبل از اين كه بشم پير من ديگه نمي خواهم تو رو كاسه كوسه تو

جمع كن و از پيشم برو

اگه يك روز تو پشت گوشت رو ديدي همون روزم ازم دوست دارم رو شنيدي

يادت وقتي كه رفتي وتو اشك هام رو ديدي گفتي كه اشك تمساحه هروهربهم خنديدي

ميگي به خاطر تو دوباره برگشتم مگه من دلم رو از سر راه بر داشتم

گفتم بيا بهت ميدم اين هم اخرين فرصت ولي باز هم رفتي و موندي گربه صفت

                                

                                  نوشته شده توسط احسان

|+| نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه دهم خرداد 1386 ساعت 19:1 |